اختلالات شخصیت چیست؟

اختلالات شخصیت چیست؟

نویسنده: سحر صباح

تاریخ: ۱۳۹۶/۱۰/۱۳

اختلال شخصیت چیست ؟ افراد دارای اختلال شخصیت چه تفاوتی با دیگر افراد دارند؟ چه چیزی موجب می شود که فردی دچار اختلال شخصیت شود؟ ویژگی های اصلی اختلالات شخصیت چیست ؟ و ... برای پاسخ به این سوالات با گفتاره همراه باشد .

بخشی از جمعیت هر کشور و جامعه ای را افراد دارای اختلالات شخصیت تشکیل می دهد. در حدود 400 سال قبل از میلاد، یک پزشک یونانی به نام بقراط، طیف وسیعی از پیش زمینه های اصلی در شکل گیری شخصیت را مورد بررسی قرار داد و آن ها را «مزاج» نامید. او اظهار داشت که ترکیب برخی از مزاج ها موجب بروز اختلال شخصیت در فرد می گردد. در عصر ما نیز اگرچه روانپزشکی و روانشناسی از سال ها قبل در مورد اختلال شخصیت به بحث و بررسی پرداخته بود، اما برای اولین باردر سال 1980 بود که در ‘کتاب راهنمای تشخیص انجمن روان پزشکی آمریکا، بخش جداگانه ای برای اختلالات شخصیت در نظر گرفته شد. چه دلیلی برای این جداسازی وجود داشت؟

در پاسخ باید گفت که اختلالات شخصیت برخلاف دیگر اختلالات روانی (به طور مثال افسردگی، اسکیزوفرنیا، فوبی ها) از همان دوران کودکی آغاز و با اساس شخصیت عجین گردند و تا حدود زیادی غیر قابل تغییر هستند.

اختلالات شخصیت برخلاف بسیاری از دیگر اختلالات روانی فاقد تاریخ شروع و علت خاصی هستند و در حال حاضر، درمانی قطعی برای آن ها وجود ندارد. این نوع اختلالات، فراگیر بوده و در بسیاری از موارد همچنان درمان ناپذیر باقی می ماند.

افراد دارای اختلال شخصیت چه تفاوتی با دیگر افراد دارند؟

برای چند لحظه به این فکر کنید که هر وجه شخصیتی می تواند با توجه به موقعیتی که فرد در آن قرار دارد از شدت و ضعف برخوردار باشد.  

به طور مثال، هنگامی که بسیاری از ما در روابط جدید تا حدی جانب احتیاط را رعایت می کنیم، برخی افراد در این کار به طور چشمگیری افراطی عمل می کنند و ممکن است کارشان به بدبینی و سوءظن کشیده شده، فرد محبوب خود را بدون وجود هیچ دلیل روشنی به دورویی یا خیانت متهم کنند. چنین افرادی دچار اختلال شخصیت پارانوئید هستند و نسبت به همه افرادی که در رابطه با آن ها قرار دارند، سوءظن دارند و بدین ترتیب در محیط خانوادگی، اجتماعی و شغلی سبب آزار خود و دیگران می شوند. افراد دارای اختلال شخصیت به گونه ای نسبت به جهان و روابط عاطفی خود واکنش نشان می دهند که در غالب موارد به ایجاد مشکل و ناراحتی منجر می شود.

چه چیزی موجب می شود که فردی دچار اختلال شخصیت شود؟

هنوز پاسخ قطعی و علمی به این پرسش داده نشده است، اما آنچه کاملا مشخص است این است که وجود چندین علت موجب شکل گیری اختلال شخصیت در فرد می گردد. عوامل ژنتیکی، بیولوژیکی و روانشناختی و اجتماعی بستر را برای شکل گیری اختلال شخصیت هموار می سازند. اگر شما با فردی دچار اختلال شخصیت رابطه عاطفی برقرار کرده اید، فهم چگونگی ترکیب این عوامل درهم پیچیده جز اتلاف وقت و انرژی شما نتیجه دیگری دربر نخواهد داشت. بنابراین، درست آن است که فکر کنید در این لحظه چه باید بکنید و چرا در همان برخورد نخست شیفته این فرد شده اید. در غالب موارد ما به مراجعین خود توصیه می کنیم هرچه زودتر به صورت مسالمت آمیز چنین رابطه ای را ترک کنند. ما به شما نیز توصیه می کنیم که در برابر سختی هایی که در این مسیر با آن ها برخورد خواهید کرد، از خودتان به خوبی مراقبت کنید.

حتی اگر یک متخصص برجسته ادعا کند که به فهم و شناسایی شبکه پیچیده عوامل ایجاد کننده اختلال شخصیت در دوران کودکی یک فرد نایل آمده است، باید به خاطر داشته باشیم که برخی از افراد دارای اختلال شخصیت (مانند ضد اجتماعی) تمایلی به راستگویی در مورد گذشته خود ندارند. همچنین در مواقعی که آن ها با صداقت در مورد وقایع دوران کودکی خود صحبت می کنند، بایستی که به صحت گفته های آن ها تردید داشت، زیرا آن ها به وسیله عینک اختلال شخصیت خود، وقایع آن دوران را مورد تعبیر و تفسیر قرار می دهند.

به خوبی مشخص است که دو عامل ژنتیکی و محیطی نقش مهمی را در رشد و توسعه اختلال شخصیت ایفا می کنند. ما می دانیم که ساختار ژنتیکی، نزدیک به 50 درصد، نقشی تعیین کننده در ایجاد ساختار شخصیت از جمله درونگرایی و برونگرایی دارد. در کنار نقش مهم «ژن ها» بایستی نقش مهم وقایع دوران اولیه زندگی (به ویژه وقایع مرتبط با والدین) را نیز در شکل گیری و توسعه اختلال شخصیت در نظر گرفت.

بسیاری از اختلالات شخصیت، در تجربه های تلخ فرد مربوط به دوران کودکی یا همانندسازی او با رفتار بزرگسالان مبتلا به اختلالات روانی ریشه دارد.

محققین علوم رفتاری عقیده دارند که شیوه ارتباطی فرد در دوران کودکی، با اختلال شخصیت او رابطه نزدیک دارد. هنگامی که والدین برای کودک وقت بگذارند و با کمال میل نسبت به نیازهای او توجه داشته باشند و هنگامی که کودک احساس ناراحتی، ترس یا خشم می کند، به گونه ای آرامش بخش نسبت به او واکنش نشان دهند، کودک یاد می گیرد که به دیگران اعتماد کند. چنین فردی در دوران جوانی نسبت به افراد مهم زندگی خود نیز اعتماد می کند و جهان را جایی امن و قابل پیش بینی می بیند، اما اگر والدین کودک به گونه ای دیگر یا مخالف آنچه گفته شد با کودک رابطه برقرار کنند، آنگاه به کودک احساس عدم امنیت و عدم اعتماد به جهان پیرامون دست خواهد داد و بعدها در بزرگسالی به فردی شدیدا دفاعی، بی احساس و بدبین یا پرخاشگر مبدل می شود. فرد دارای اختلال شخصیت قادر به کنترل هیجانات و آرامش بخشیدن به خودش نیست و اعتماد به دیگران و ایجاد رابطه با آن ها برایش بسیار دشوار است.

به یاد داشته باشید که احساس اعتماد به ارتباط با دیگران، در همان ابتدای دوران کودکی شکل می گیرد، دورانی که در رشد شخصیت و مغز نقش بسیار مهم و حیاتی ایفا می کند. الگوی ارتباط با دیگران (همراه با احساس امنیت و ایمنی یا ناایمنی) در همان دوران اولیه زندگی تاثیر عمیق خود را بر روی شبکه های اعصاب فرد می گذارد. بنابراین او در بزرگسالی در مواجهه با رابطه ای که در آن احساس ایمنی نمی کند همچون دوران کودکی خود، با خشم، ترس و یا گوشه گیری واکنش نشان می دهد زیرا که مغز او به نشان دادن چنین واکنش هایی عادت کرده است. و برعکس مغز فردی که در حیطه رابطه خود با دیگران احساس امنیت می کند، برحسب شرایط و وضعیتی که در آن قرار گرفته است، واکنشی متناسب از خود نشان خواهد داد.  

برای لحظه ای، فردی با اختلال شخصیت اسکیزوئید (فرد منزوی و گوشه گیر) را در نظر بگیرید. گذشته از ساختار ژنتیکی او، هیچ تعجب آور نیست اگر ما با این واقعیت رو به رو شویم که یک فرد اسکیزوئید در کودکی مورد غفلت و بی توجهی قرار گرفته است؛ همان چیزی که سبب می شود یک کودک به منظور حفظ بقای خود، استراتژی جدایی از دیگران را انتخاب کند. یا اینکه او با تعارضات سختی در دوران کودکی رو به رو بوده و یا در محیط ناسالم و مختلفی رشد یافته است. بنابراین، او به عنوان یک استراتژی آرامش بخش در لاک تنهایی خود فرو می رود و در نتیجه، استراتژی مزبور به جنبه ای جدایی ناپذیر از شخصیت او تبدیل شده و همچون گذشته از افراد پیرامون خود از جمله همسر و همکاران خود فاصله می گیرد، اما از آنجایی که شیوه زندگی در دوران کودکی در دوران بزرگسالی نمی تواند بازدهی خوبی داشته باشد، بنابراین فرد اسکیزوئید در ارتباط با دیگران دچار مشکل خواهد شد.  

شاید برجسته ترین تجربه کودک از والدین خود، احساس پذیرش در نقطه مقابل احساس طردشدگی قرار دارد. تحقیقاتی که در این باره انجام شده است، نشان می دهد کودکی که احساس می کند از سوی والدینش طرد شده است، به احتمال زیاد در دوران بزرگسالی دچار اختلال شخصیت خواهد شد. احساس طرد شدن و دوست نداشتنی بودن، کودک را به سوی احساس خصومت یا احساس بی تفاوتی نسبت به دیگران سوق خواهد داد. همچنین مهم است که بدانیم بسیاری از افراد دارای اختلال شخصیت در دوران کودکی به منظور مقابله با احساس ترسناک طرد شدن یا مورد بد رفتاری قرار گرفتن، دست به اتخاذ استراتژی های ویژه ای می زنند. برای کودکی که از نظر عاطفی آسیب می بیند، شاید چندان غیر عادی نباشد که به منظور حمایت از خود دست به اتخاذ استراتژی های احتیاطی، دفاعی یا گوشه گیری بزند. استراتژی های مزبور جزء لاینفک شخصیت او می گردد و در نتیجه، فرد در بزرگسالی حتی در وضعیت های غیر تهدیدکننده نیز به گونه ای که گویا در وضعیتی تهدید کننده قرار دارد، عمل می کند.  


مقاله پیشنهادی گفتاره : شخصیت خود شیفته (نارسیسم)



ویژگی های اصلی اختلالات شخصیت

به منظور آنکه درک بهتری از اختلالات شخصیت داشته باشید، اکنون به برخی از ویژگی های اصلی و شایع اختلالات شخصیت اشاره خواهیم کرد.

محبوب شما خواه فردی خودشیفته یا وابسته و یا وسواسی باشد، هر یک از ویژگی هایی که در زیر خواهد آمد در او به طور پایدار وجود دارند. این ویژگی ها در واقع سنگ بنای اختلالات شخصیت به شمار می روند.

 بر طبق طبقه بندی ها و دیگر تحقیقات پیرامون مشکلات شخصیتی، ویژگی های شایع در انواع اختلالات شخصیت به شرح زیر است:

* نحوه تجربه فرد از جهان، ابراز عواطف و رفتار او غیر قابل انعطاف و عمیقا کلیشه ای است و کاملا با نحوه تجربه و رفتار اکثریت مردم جامعه تفاوت دارد.

* الگوی غیرمتعارف تجربه و رفتار، نشان دهنده شیوه تفکر، ابراز عواطف، روابط بین فردی و خودکنترلی فرد دارای اختلال شخصیت است.

* الگوی شخصیتی، خشک و غیر قابل انعطاف است؛ چنانچه در وضعیت های فردی و اجتماعی مختلف هیچ تغییری در آن ایجاد نمی شود. بنابراین برخلاف غالب افراد، فرد دارای اختلال شخصیت قادر نیست در وضعیت های مختلف، واکنش های مختلف و متناسبی از خود نشان دهد.

* الگوهای مزمن و مقاوم، منجر به آسیب های روانی وخیمی (به طور مثال: اضطراب، افسردگی، خشم) خواهند شد و یا به طور واضحی در روابط اجتماعی، موفقیت های شغلی یا دیگر عملکردهای مهم فرد اختلال ایجاد خواهند کرد.

* الگوهای شخصیتی، ثابت و مداوم هستند، و سابقه آن ها نیز حداقل به دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی فرد می رسد.

* این امکان وجود دارد که الگوهای اختلال شخصیت در سنین پیری کم رنگ شوند، اما غالبا به گونه های مختلفی در تمام طول عمر فرد پابرجا می مانند.

* الگوهای مختل شخصیتی، الگوهایی خود پرور هستند و غالبا موجب بروز استرس، تعارض در فرد و اختلال در عملکرد او می شوند که در بازخورد موجب می شوند که فرد با واکنش هایی نابهنجار به مقابله با آن ها برخیزد.

* الگوهای مزبور نتیجه اختلال روانی نبوده و فقط شیوه خاصی از ابراز شخصیت به شمار می روند.

* تجربه ها و رفتارهایی که به عنوان اختلال شخصیت محسوب می گردند، از سوی خود فرد، تجربه ها و رفتارهایی عادی و طبیعی تلقی می شوند.

* الگوهای رفتاری مزبور، در مقابل هرگونه تغییری مقاومت

می کنند و خود فرد نیز تمایل چندانی به تغییر در خود احساس نمی کند. 


مطالعه بیشتر : اختلال شخصیت دو قطبی



تشخیص افراد دارای اختلال شخصیت

شاید اکنون این پرسش برای شما مطرح می گردد که چگونه تشخیص دهید فردی که با او دارای رابطه عاطفی هستید، به اختلال شخصیت دچار است؟ یا اینکه چرا در گذشته همواره عاشق افرادی شده اید که هر کدام به نوعی دارای اختلال شخصیت بوده اند. جنبه هایی از اختلال شخصیت وجود دارند که مانع از شناخت افراد دارای اختلال شخصیت در همان اوایل آشنایی می شوند. همچنین افراد دارای اختلال شخصیت غالبا در ابتدای آشنایی تصویر بسیار خوبی از خود در ذهن شما به جای می گذارند. آن ها ممکن است که در حیطه کاری یا فعالیت های اجتماعی، افراد خوب و شایسته ای جلوه کنند. به طور مثال یک فرد دارای اختلال شخصیت ضداجتماعی که همواره به دنبال سوءاستفاده کردن از دیگران است در برخورد نخست تصویر بسیار مثبتی از خود در ذهن دیگران به جای می گذارد.

علاوه بر این، فرد دچار اختلال شخصیت می تواند مانند بسیاری از افراد دیگر فردی زیبا و باهوش باشد و چنین چیزی موجب شود به سوی او جذب شوید. خودتان را به خاطر آنکه جذب چنین فردی شده اید سرزنش نکنید؛ زیرا اختلال شخصیت از نوع اختلالاتی است که تشخیص آن حتی برای متخصصین روانشناس دشوار است.

زیرا اختلال شخصیت از نوع اختلالاتی است که تشخیص آن حتی برای متخصصین روانشناس دشوار است؛ چنانچه که غالبا در جلسه اول درمان، تشخیص صحیحی درباره آن ها نمی دهند.

دومین چیزی که شناسایی فرد دارای اختلال شخصیت را دشوار می سازد این است که برای تشخیص چنین فردی لازم است به طور دقیق از گذشته او، به ویژه الگوهای رفتاری، روابط ناخوشایند او با دیگران و مشکلات رفتاری او اطلاع کافی داشت. از آنجا که در اوایل رابطه پی بردن به چنین گذشته ای میسر نیست، بنابراین هیچ تعجبی ندارد که نتوان در همان اوایل آشنایی با فردی دارای اختلال شخصیت، به ماهیت شخصیت او پی برد. ایجاد نوعی مصاحبه در آغاز آشنایی می تواند تا اندازه ای شما را با روحیات و شخصیت فردی که قصد برقراری رابطه با او را دارید آشنا سازد. این مصاحبه شاید چندان مناسب اولین جلسه آشنایی با فردی که تا حدی دلبسته او شده اید نباشد، اما به شما توصیه می شود که حتما به انجام آن اقدام کنید. به طور مثال:

- خب، لطفا کمی بیشتر درباره خودتان صحبت کنید.

- بله، من اهل سین سیناتی هستم و خانواده ام هنوز در آنجا زندگی می کنند. من یک خواهر دارم که از خودم کوچکتر است. هم اکنون در قسمت فروش یک فروشگاه کار می کنم...

- این شروع خوبی برای آشنایی بیشتر ما با یکدیگر خواهد بود. حالا اگر امکان دارد در مورد روابط عشقی گذشته خودتان صحبت کنید. درباره اینکه چگونه شروع شد، چرا ادامه یافت و نظر هر یک از افراد محبوبتان درباره شما چه بود. من مایلم نام و نشانی آن ها را بدانم تا هرچه بیشتر شما را بشناسم. باز هم قهوه میل داری؟

واضح است که بسیاری از ما مکالمه فوق را بیش از حد غیر عادی و گستاخانه می دانیم، اما شناخت فرد دارای اختلال شخصیت در همان ابتدای آشنایی غالبا کار آسانی نیست.

در نهایت باید گفت هنگامی که ما عاشق فردی می شویم، غالبا علایم اختلال شخصیت او به نظر ما رفتارهای جذاب و پسندیده ای جلوه می کند. بله بسیاری از ما همان علایم اختلال شخصیت را از ویژگی های جذاب، هیجان انگیز، دوست داشتنی و یا حتی جنسی او محسوب کنیم. اگر شما در گذشته یا در حال حاضر، با فردی دارای اختلال شخصیت رابطه عاطفی برقرار کرده اید از خودتان صادقانه بپرسید چه چیزی در همان برخورد نخست سبب جذب شما به سمت او شد؟ آیا جذب شیرین زبانی او گشتید؟ آیا او با ساختن داستان هایی درباره اینکه تا به حال به چه موفقیت هایی دست یافته و با چه افراد مهمی در ارتباط است، شما را به سوی خود جذب کرد؟ به طور کلی باید گفت هر آنچه سبب جذب شما به سوی فرد مزبور شده است، احتمالا بایستی مربوز به ویژگی های مختل شخصیتی او باشد. تنها پس از گذشت چندین جلسه برخورد با اوست که جنبه های منفی شخصیت اش، جنبه های جذاب شخصیت او را تحت الشعاع خود قرار می دهد و ما را نسبت به او بدگمان می سازد.

همواره به یاد داشته باشید که بسیاری از ما دارای این گرایش درونی هستیم که به سمت افراد نابهنجار جذب شویم. بنابراین همچنان که شما به خواندن این مقاله ادامه می دهید متوجه می شوید که تاکنون با افرادی که به انواع اختلالات شخصیت دچار بوده اند، رابطه عاطفی برقرار کرده اید. 


پیشنهاد گفتاره برای مطالعه : مقابله با تخریب خویشتن و اعتماد به خود


 

افراد دارای اختلالات شخصیت مشکلات زیادی دارند

یک تحقیق بسیار معتبر درباره افراد دارای اختلال شخصیت نشان می دهد که آن ها غالبا دچار مشکلات روانی، اجتماعی، شغلی هستند. به طور مثال فرد دارای اختلال شخصیت مرزی در مقایسه با افراد دیگر احتمال بیشتری دارد که به افسردگی مبتلا شود؛ با یک فرد با اختلال شخصیت ضد اجتماعی در مقایسه با دیگران احتمال بیشتری دارد که به مصرف مواد مخدر یا الکل اعتیاد پیدا کند و یک فرد با اختلال شخصیت پارانوئید احتمالا بیش از دیگران با همکاران یا نامزد و همسرش به جنگ و مجادله برمی خیزد. به همین دلیل است که برخی از تحقیقات عنوان می دارند: در حدود نیمی از افرادی که برای درمان اختلالات روانی خود به روان درمانی اقدام می کنند، همزمان از ابتلا به یکی یا بیشتر از انواع اختلالات شخصیت رنج می برند. اختلالات شخصیت در ذات خود این گرایش را دارند که فرد را دچار دیگر مشکلات روانی، حقوقی، شغلی و ناکامی های مداوم ارتباطی سازند. لطفا در دسترسی این نکته شک نکنید: اگر با یک فرد دارای اختلال شخصیت وارد رابطه عاطفی شده اید و یا با او زندگی می کنید بایستی علاوه بر کارهای غیرعادی او، توقع دیدن شماری از مشکلات دیگری را در او داشته باشید. همچنین باید این توقع را نیز از او داشته باشید که در کنار زندگی با او به مشکلات گوناگونی دچار شوید.

امید به تغییر وجود ندارد یا بسیار اندک است

یکی از ناامیدکننده ترین چیزها در مورد افراد دارای اختلالات شخصیت این است که احتمال اندکی به ایجاد تغییرات چشمگیر در آن ها وجود دارد. اگرچه روان درمانگران و همسر یا نامزد فرد دارای اختلال شخصیت تمام تلاش خود را به کار می برند تا او را از بند الگوهای رفتاری مزمن و آزاردهنده آزاد سازند، اما شواهد نشان می دهند که اختلالات آن ها در مقابل هرگونه بهبودی مقاومت می کنند. ما بدون آنکه بخواهیم از دیدگاهی بدبینانه و مایوس کننده به این موضوع نگاه کنیم، به شما توصیه می کنیم که در مورد ایجاد هرگونه تغییرات چشمگیر و معنی دار در فرد محبوبتان که دارای اختلال شخصیت است، این اصل را به یاد بسپارید: تلاش شما سودی نخواهد داشت. یعنی اینکه افراد دارای اختلالات شخصیت غالبا از اوایل بزرگسالی تا پایان عمر تغییر خاصی نخواهند کرد. آن ها با اینکه در مقایسه با دیگر افراد جامعه از نظر شناختی، فکری و عادات رفتاری، نابهنجار تلقی می شوند اما هنگامی که رفتارشان مورد اعتراض دیگران قرار می گیرد، به سادگی اظهار می دارند «من همین هستم که هستم». به طور کلی باید اذعان داشت که اندک افرادی هستند که در دوران بزرگسالی موفق به تغییر شخصیت خود می شوند. در حقیقت، تلاش برای تغییر شخصیت در بزرگسالی کار بسیار دشواری است. مانند این است که شما بخواهید از این پس همه جا عقب عقب راه بروید یا بقیه عمر را با چشمان بسته بگذرانید. چنین کارهایی برای شما آزاردهنده خواهد بود، چنانکه به زودی تصمیم می گیرید دوباره به عادات گذشته خود در راه رفتن برگردید و چشمان خود را باز کنید.  

همچنان که گفته شد احتمال درمان افراد دارای اختلالات، بسیار ضعیف است؛ زیرا این افراد به ندرت به جستجوی درمان خود برمی آیند. به طور کلی آن ها هنگامی به یک مشاور یا رواندرمانگر رجوع می کنند که از سوی فرد محبوب خود تهدید به جدایی و طلاق شده و یا از سوی قانون، تهدید به حبس یا جریمه مالی شده باشند، یا اینکه کارفرمایشان آن ها را تهدید به اخراج کرده باشد. یک درمان موثر در مورد افراد دچار اختلالات شخصیت، نیاز به مدت زمانی طولانی (غالبا چندین سال) دارد. حتی در این صورت نیز هنوز احتمال ایجاد تغییرات شخصیتی بنیادین و ماندگار در آن ها بسیار ضعیف است.

تحقیقات نشان می دهد که بعضا فرد دارای اختلال شخصیتی که انگیزه زیادی برای درمان خود دارد و در گذشته نیز موفق به تغییر برخی ویژگی های شخصیتی خود شده باشد، احتمال درمان او به طور چشمگیری افزایش می یابد. اما اگر شما هنوز وارد رابطه عاطفی جدی با چنین فردی نیز که دارای اختلال شخصیت است نشده اید، از عقل به دور است که به خودتان امیدواری دهید که محبوب شما در یک دوره طولانی مدت روان درمانی شرکت خواهد کرد و در نتیجه آن تغییراتی بنیادین در شخصیت او به وجود خواهد آمد. مثل این می ماند که شما با این امید وارد یک ارتباط عاطفی شوید که محبوب شما با خوشحالی خواهد پذیرفت که برای خوشایند شما، سراپای خود را به دست جراح پلاستیک بسپارد و خود را از سر تا پا تغییر دهد.  

آیا چنین چیزی امکانپذیر است؟ شاید، اما اجازه دهید قبول کنیم که احتمالا محبوب شما از چنین کاری استقبال نخواهد کرد و از همان آغاز آینده خوبی برای روابط میان شما و پیش بینی نخواهد شد.

اما اگر شما همچنان به ماندن در کنار محبوب خود اصرار دارید، باید گفت امیدواری هایی نیز در این باره وجود دارد. به طور مثال این امکان وجود دارد که فردی با اختلال شخصیت مرزی، پس از روان درمانی طولانی مدت که انگیزه زیادی نیز به انجام آن داشته باشد، تمایل به خودکشی از خود نشان ندهد، دیگر لزومی به بستری او در بیمارستان وجود نداشته باشد و رفتارهای فرد محبوب یا همسرش را به جدایی از خود تعبیر نکند. در نتیجه، از آن پس ممکن است که از برخی جنبه های شغلی خود لذت ببرد و قادر به ایجاد یک رابطه عاطفی بلندمدت شود. اگرچه ممکن است او همچنان به طور قابل توجهی در برخی موقعیت ها به شدت خشمگین شده و هنوز احساس خوبی از هویت خود نداشته باشد، اما با وجود این می توان بهبودی چشمگیری را در او مشاهده کرد. شما از آنچه گفته شد چه نتیجه ای می توانید بگیرید؟ شما این نتیجه را می توانید بگیرید که اگر فرد محبوب شما دارای اختلال شخصیت است به احتمال زیاد، گذشت زمان تغییری بنیادین در ساختار شخصیت و الگوهای رفتاری او ایجاد نخواهد کرد.

منبع: کتاب عشق ویرانگر

نویسنده: دکتر براد جانسون


دسته بندی مقاله:

سایر موضوعات

مقاله خوبی بود؟ به اشتراک بذار

به مشاوره نیاز دارید؟

مطالعه بیشتر